X
تبلیغات
زندگی بر باد رفته

زندگی بر باد رفته

آنقدر شکست خوردم تا چگونه شکست دادن را آموختم

نکات مهم زندگی

دوست جونای من.

 

مرسی از نظر های قشنگ و مهربونتون .من عاشقتونم میدونید دیگه؟

اگرم نمیدونید حالا دیگه فهمیدین...بوس

 امروز میخوام درباره چند نکته مهم که شاید تموم ما انسانها توی روابط زناشوئیمون به آنها توجه

نمیکنیم و شاید همین نکات کوچیک باعث لرزش زندگی خیلی از ماها شده باشه .از جمله ....

به هر حال امیدوارم این نکات به متاهلان و مجردان عزیز کمک کنه تا روابط بهتری داشته باشند.

 

( رعایت تفاوتها )

 

ما به اشتباه گمان میکنیم که اگر همسرمان مارا دوست دارد باید به گونه ای باما رفتار کند 

یا واکنش نشان دهد که وقتی ما کسی را دوست داریم با او رفتار مبیکنیم.

 

( نیت خیر کافی نیست )

 

تنها زمانی که زن و مرد بتوانند تفاوتهای یکدیگر را بشناسند و به آن احترام بگذارند ، عشق

 فرصت شکوفایی پیدا میکند.

 

عشق ماجرای شگفت انگیزیست ومی تواند دوام داشته باشد .کافیست تفاوتهای خود را رعایت کنیم.

 

رضایت خاطر مردها با توانایی آنان برای رسیدن به هدفهای مورد نظر بدست می آید.

 

راهنمایی کردن یک مرد در ذهن او این معنا را تداعی می کند که نمی داند چه باید بکند و یا به

تنهایی از عهده انجام کاری بر نمی آید.

 

وقتی زنی بدون درخواست مرد در صدد کمک به او بر می آید ، نمی داند که تا چه اندازه در نظر

آن مرد رفتاری غیر دوستانه کرده است.

 

چه بسیار اتفاق می افتد که زنی صرفاْ می خواهد احساسش را درباره روزی که پشت سر گذاشته

 بیان کند  و شوهرش به گمان اینکه او قصد کمک دارد سخنش را قطع می کند تا راه حلهایی

 برای مشکلات او ارائه دهد.

 

وقتی همسر ما در برابر ما مقاومت می کند ، احتمالاْ دلیلش این است که در انتخاب زمان و روش

 به خطا رفته ایم.

 

مرد زمانی در روش خود تجدید نظر میکند  که بداند به او نه به عنوان یک مساله ، بلکه به

عنوان کسی که می تواند مسئله موجود را حل کند نگاه می کنند.

 

مردها برای رسیدن به احساس بهتر، به غارها ی ذهن خود پناه می برند تا به تنهایی مسایل خود

را حل و فصل کنند.

 

زنها برای رسیدن به احساس بهتر دور هم جمع می شوند و آشکارا درباره مسائلشان

حرف میزنند.

 

زن وقتی درشرایط فشار قرار می گیرد مترصد آن نیست که بی درنگ مسائل خود را حل و فصل

 کند.او با صحبت کردن و درک شدن به آرامش میرسد.

 

زنها برای فراموش کردن احساسات دردناک خود ، ممکن است با مسائل دیگران درگیری عاطفی

پیدا کنند.

 

درست همانطوری که مرد با یافتن جزئیات راه حل به آرامش میرسد ، زن با شرح جزئیات مسائل

 خود احساس بهتری پیدا میکند.

 

مردها زمانی انگیزه پیدا میکنند و قدرتمند می شوند که احساس کنند مورد نیاز هستند...

 

زنها زمانی انگیزه پیدا می کنند و قدرتمند می شوند که احساس تسلی خاطر داشته باشند.

 

وقتی به مرد فرصت داده می شود تا توانمندیهای بالفوه خود را ثابت کند ، او به بهترین شکل خود

 را عرضه می کند . تنها وقتی  احساس کند  نمی تواند موفق شود ، به خودخواهی قدیم باز می گردد.

 

مورد نیاز نبودن مرگ تدریجی مرد را در پی دارد.

 

 زناشویی بهترین شیوه بخشیدن و باز بخشیدن است . اما هرگز نمی توانیم از یاد ببریم که

 انسانها همیشه از هم جدا هستند.

 

دستای گلم این نکات برگرفته از کتاب زنان ونوسی و مردان مریخی بود.واقعا کتاب پر

محتوایی هست که من توصیه میکنم همه حتی مجردین آن را قبل یا بعد از ازدواج حتماْ مطالعه کنند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 0:25  توسط بیتا جون  | 

دلم گرفته

سلام دوستای گلم ....

امروز میخوام دکلمه مریم حیدرزاده رو بنویسم ...

شعرش منو دیونه کرد .... واقعاْ مثل اینه که کسی داره داستان زندگیمو مینویسه...

تقدیم به تو که همیشه هستی.....دوستت دارم با تمام وجود

 لالالالا

 

                                                          لالالالا نخواب سودی نداره  

        

همون بهتر که بشمری ستاره

 

                        لالالالا نخواب بازم سفر رفت

 

نمیدونم به کارون یا خزر رفت

 

                         فقط دردم اینه مثل همیشه

 

بدون اطلاع و بی خبر رفت

 

                         لالالالا نخواب میدون جنگه

 

دسته هرکی میبینی یه تفنگه

 

                       یه عمر دور چشماش گشتم اما

 

نفهمیدم که اون چشما چه رنگه؟؟؟؟

 

                       لالالالا نخواب زندون دنیا

 

سرناسازگاری داره با ما

 

                     بشین بازم دعا کن واسه اونکه

 

مارو ابنجا گذاشت تنهای تنها

 

                    لالالالا نخواب اون راه دوره

 

خدا میدونه که حاش چهجوره؟!

 

                   تویه خلوت میگم اینجا کسی نیست

 

خدایش که دلم خیلی صبوره

 

                    لالالالا نخواب تیرست چراغم

 

مثل آتش فشان میمونه داغم

 

                    بجون گلدونا کم غصه ای نیست

 

هزار شب شد نیومد باز سراغم

 

                    لالالالا نخواب خواب که دوا نیست

 

دل دیوونه داشتن که خطانیست

 

                   میگن دست از سرش بردار..نمیشه؟!

 

آخه عاشق شدن که دست ما نیست!!!

 

                    لالالالا نخواب تنها میمونم

 

کمک کن قدر چشماتو بدونم

 

                    چراچشمات پرخشمه عزیزم ؟؟؟

 

مگه من مثل اون نامهربونم !!!

 

                     لالالالا نخواب ماهو نگاه کن

 

من اسفند و میارم تو دعا کن

 

                     بگو برگرده پیش ما بمونه

 

کتاب حافظ و بردارو واکن

 

                    لالالالا نخواب سرما تو راهه

 

همیشه عمر خوشبختی کوتاه

 

                   میگن با یه فرشته اونو دیدن؟

 

دروغ جون دریا اشتباهه...!!!

 

                   لالالالا نخواب تلخ جدایی

 

کمرخم میشه زیر بی وفایی

 

                  تو بیدار باش همه تو خواب نازن

 

برا چی بخونم پس لالایی؟

 

                 لالالالا نخواب تنهایی زرده

 

اگه طولانیشه مثل یه درده

 

                 اگه چشم انتظار باشی که هیچی

 

دروغ میگی به دل که... برمیگرده

 

                 لالالالا نخواب اشکت زلاله

 

مثل بارون پای نخل وصاله

 

                من و تو هم شبو هم قلبو کشتیم

 

ولی اون چی ؟؟؟ چقدر اون بی خیاله ؟؟؟

 

                لالالالا نخواب دنیا خسیسه

 

واسه کم آدمی خوب مینویسه

 

                 یکی لبهاش تو خوابم قرق خندست

 

یکی پلکهاش تو خوابم خیسه خیسه

 

                 لالالالا نخواب عاشق یه سیبه

 

همیشه سرخ و تبدار و غریبه

 

                 تا اون بالاست رسیدست اما تنهاست

 

پایینم که بیفته بی نصیبه

 

                لالالالا نخواب اینجا سیاهیست

 

پر اما تو تنگ قصه ماهیست

 

                اونکه ماهارو بیدار نگه داشت

 

الهی خواب باشه حالا الهی

 

               لالالالا نخواب تا اون بیداره

 

بشین انقد تا که خورشید بتابه

 

               زمونی که یقین کردم بیدار شد

 

بخواب با یاد عکسی که تو خوابه

 

                لالالالا بخواب بیداره حالا

 

دیگه باید بخوابی پس لالالا

 

                بخواب دیگه تو میتونی بخوابی

 

ببین خورشید اومد بالای بالا

 

                 لالالالا اینم بود سرنوشتم

 

این از امروزمو اینم گذشتم

 

                  نمیخوابم تا تو برگردی یک روز

 

منم خوابو واسه اون روز گذاشتم....

 

 

داداشی محمدم ۱۸ ساله شد تولدت مبارک عزیزم۰۰۰

 ایشالا هرسالت بهتر از سال قبل باشه و در تموم لحظات

و کارات موفق باشی عزیزم ...

دوستت دارم داداش کوچولو

بدو بدو بیا کادوهات رو باز کن بزغاله من ..

اینم کیک و کادو از طرف من ....

 حالا دیگه خرسمو نگیل ..اهه

تفلد تفلد تفلدت مبارکککککککککککککککککککک

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 3:32  توسط بیتا جون  | 

مرحم

سلام دوستای گلم...

 

ببخشید که دیر به دیدنتون اومدم ...این چند روز درگیر بودم .

دومین سالگرد فوت دوستم الهه بوداگه بود امسال ۲۰ ساله می شدبگذریم .

 امروز میخوام از یکی که تو سخت ترین شرایط زندگیم کنارم بود و تنهام نگذاشت تشکر کنم.

 

عزیزم اگه تو نبودی نمیدونم الان چه حال و روزی داشتم و حتی کجای این زندگی بودم .

این حرفا رو بارها بهت گفتم اما بازم میگم که بی نهایت دوستت دارم.

مرسی که مرحمی شدی واسه این دل شکسته ...

مرسی که هستی عزیزم ...مرسی که وجود داری ....و من واقعاُ عاشقانه دوستت دارم

روزی که وقت رفتن برسه سخت ترین روز زندگیمه اما بدون همیشه به یادت میمونم ..

 لحظات شادی رو که با تو داشتم فراموش نمیکنم...

 امیدوارم روزی زندگی شاد و پر از عشق داشته باشی با کسی که لیاقتت رو داره ..

به هر حال بازم از همه چیز ممنونم... و این شعر هارو به یاد لحظات خوشمون مینویسم ...

پس تقدیم به تو بهترینم...

عشق من

عشق من ناز نکن عمر ما پایون میگیره

یه روزی دسته زمونه تورو از من میگیره

وقتی تنها باتو بودن واسه من زندگیه

تورودیدن تورو خواستن رو کی از من میگیره

عشق من قلب این عاشق با تو آروم میگیره

همه ناله های من از اون نگاهت دوریه

تورو دیدن تورو خواستن تورو هرجا میبینم

بی تو و عشق تو من همیشه تنها میمونم

عشق من عاشقتم تکرارش هر شب عادته

همه حرفام به خدا از عشق و از سخاوته

با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

عشق من بی کسیا شب با تو پایون میگیره

همه رگهام از حرارته نگات خون میگیره

با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

تو گمون کردی بری خاطره هاتم میمیره

روزای رفته برام رنگ سیاهی میگیره

اگه صد بهارو پائیز واسه تو گریه کنم

نمیتونم که تورو همیشه از یاد ببرم

من همون عاشقتم تا که چشام بارونیه

همه ناله های من از اون نگاهت دوریه

با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

میدونم روزی که واسه همیشه بری تو تنهایی غرق میشم .... اما ....

قسمت

منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست

شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست

منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم

اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم

هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست

بدون مرز با من باش اگرچه دیگه وقتی نیست

نبینم این دم رفتن تو چشمات غصه میشینه

همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 1:36  توسط بیتا جون  | 

مادرم روزت مبارک

سلام دوستای گلم

میدونم الان دیگه یکمواسه آپیدن دیرشده اما آخه این روزاسرم خیلی شلوغ بود.

اول اینکه ممنون از داداش محمدگلم بابت تموم کمکهاش تواین مدت از جمله طراحی قالب وبلاگم

 ...داداشی عاشقتم اما به سهیل و آرسین نگیا ..

دوم ممنون از دوست خوبم کاوه جان بابت اینکه به من اجازه داد تا از شعر زیبایی که سروده

دربلاگم استفاده کنم

و در آخرممنون ازتموم دوستانی که من روهمراهی کردن ومیکنن ...

روز زن به تمامی مادران ایران زمین مبارک باد.

مادر

با نگاهت : صبر  .... در کرامت : عشق

با حدیثت : نور را آموختم

با کریمت : مهر ... در لطیفت : ناز

با نشاطت : سور را آموختم

با نمازت : خیر ....در کلامت : راز

با جهادت : عهد را آموختم

با علومت :فکر .... در سلامت :قهر (  به معنای توانایی)

با تلاشت : جهد را آموختم

با دریغت : سوز .... در حزینت : غم

با خلوصت : ناب را آموختم

با گلیمت : فرش ..... در ندارت : دار

با روانت : آب را آموختم

با غرورت : شرم .... در قدومت : گام

با دلت : احساس را آموختم

با تمامت : عرش .... در فصیحت : نفس

با تو من اخلاص را آموختم

با رحیمت : عدل .... با سعیدت : نیک

با حجابت : کیش را آموختم

باتو من بی پرده میگویم سخن

با صفاتت خویش را آموختم

پس تقدیم به توای مادر که آفتاب مهرهرگزدردلت غروب نمی کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 14:23  توسط بیتا جون  | 

مقدمه

سلام ...

 یادم نمیاد چند وقت از نوشتن من در چشمان بارونی میگذره شاید حدود ۲ سال ..

.شایدم بیشتربه هرحال اومدم که از نو شروع کنماما اینبارخیلی تجربه کسب کردم.....

 خیلی زیاد دیگه اون بیتا سابق نیستم . تو زندگیم شکست زیادی خوردم با تمومه سختیهایی

 که کشیدم خودم رو نباختم....ممکن خیلی ها منو فراموش کرده باشند

 واسه همین آدرس قبلی بلاگم رو میزارم تا یادتون بیاد

http://bitaj00n.blogfa.com

امیدوارم که تنهام نزارید....متشکرم                     

 

 

زندگی

یاد من باشد فردا حتماً

صبح بر نور سلامی بکنم

۳۶۴ غفلت را من فراموش کنم

سینه خالی کنم از کینه این مردم خوب

و سلامی بدهم برخورشید

یاد من باشد.....

زندگی شیرین است

زندگی باید کرد

گرچه دیر است ، ولی..!!

کاسه ای آب به پشت سرلبخند بریزم، شاید

به سلامت ز سفر بازگردد.

یاد من باشد حتماً

بذر امید بکارم دردل

لحظه را دریابم

من به بازار محبت، بروم فردا صبح

مهربانی خودم را عرضه کنم

یک بغل عشق از آنجا بخرم

یاد من باشد حتماً

به سلامی دل همسایه خود، شادکنم

بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در

چشم بر کوچه بدوزم با شوق

تا که شاید برسد همسفری

ببرد این دل مارا با خود

و بدانم که دیگر ، قهر هم چیز بدیست.

گذشت

زندگی را هدیه کن ....حتی به کسانی که آنرا از تو گرفتند...!!!

عشق بورز!!!! به آنها که دلت را شکستند.

دعاکن ...! برای آنها که نفرینت کردند

بهار باش و بخند ، که خدا هنوز آن بالا با ماست

 

 

تقدیم به تمام دوستان گلم....

هرکسی موافق با تبادل لینک بود بگه تا من لینکش رو بزارم ...

تا آپ بعدی

+ نوشته شده در  جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 22:38  توسط بیتا جون  |